تبلیغات
Instagram
0
0
1
0
1
1
0
1
0
1
0
0
1
1
1
0
0
1
0
1
1
0
1
0
1
s
o
d
a
1
0
1
0
1
1
0
1
0
1
0
0
L
s
h
k
v
9
0
1
1
0
1
0
n
e
s
t
a
1
0
0
1
0
1
1
0
1
0
1
0
0
1
1
1

w
1
w
w
e
v
i
l
h
0
u
s
e
.
t
k
t
o
r
1
0
1
0
1
0
m
a
s
t
e
r
0
1
1
0
1
0
1
0
w
w
w
.
P
3
0
T
e
a
m
.
c
o
m
0
1
1
1
0
0
1
0
1
1
0
m
e
m
a
0
1
1
1
ورود به سایت
☠کلبه ی وحشت ☠
http://www.8pic.ir/images/x8sr5jray46e7bqifrg8.gif

نظر سنجی
نظر شما در باره ی سایت چیست؟







توجه:با عضویت در سایت رمز عبور پست ها به ایمیلتان فرستاده میشود پس از عضویت لطفا در ایمیلتان قسمت اسپم ها را هم کنترل کنید
alt="Hosted by FreeImageHosting.net Free Image Hosting Service">





Powered by WebGozar



قسمت شما

0000 در این قسمت هر سه روز یک عکس جدید قرار میگیرد

با عرض سلام برای تبادل لینک ابتدا ما را با نام "کلبه ی وحشت"لینک کرده وبا اطلاع دادن به ما از قسمت نظرات لینک شما در این سایت قرار خواهد گرفت مدیر سایت :امید
فروشگاه ایرانـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــی


دوستان
فروشگاه ایرانـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــی
دانلود موزیک،نرم افزار، بازی،ترفند

كی از تبلیغات ها كلیك كنید لطفا بر روی ر http://i44.tinypic.com/29dzqki.gif
اسرار 90 روزه دختر جنی
http://up.ma/images/ke8m556ep3j09aiixc97.jpg

در زیر گفتگویی را كه با اون شده رو براتون گذاشتم بخونید حتماً نظر هم بدین:
دختری 19 ساله به نام زینب
با جن ها در ارتباط است او می گوید كه بعد از چندی این جن ها باعث آزار و اذیت او و مادرش شده اند .
خانه آنها در یكی از محله های جنوب تهران است . و حالا گفتگوی زینب را بشنوید:
*از كی با این موجودات در ارتباطی :
**از سه ماه پیش
*آیا دوران كودكی جن ها را دیده بودی یا از چیزی می ترسیدی ؟ ...بقیه در ادامه ی مطالب

http://up.ma/images/ke8m556ep3j09aiixc97.jpg

در زیر گفتگویی را كه با اون شده رو براتون گذاشتم بخونید حتماً نظر هم بدین:
دختری 19 ساله به نام زینب
با جن ها در ارتباط است او می گوید كه بعد از چندی این جن ها باعث آزار و اذیت او و مادرش شده اند .
خانه آنها در یكی از محله های جنوب تهران است . و حالا گفتگوی زینب را بشنوید:
*از كی با این موجودات در ارتباطی :
**از سه ماه پیش
*آیا دوران كودكی جن ها را دیده بودی یا از چیزی می ترسیدی ؟
**من در كودكی نه جن دیدم و نه از چیزی می ترسیدم ، من حتی در تاریكی برای گربه قبلی ام غذا می بردم حتی از تاریكی هم نمی ترسیدم .
*نظر پدر و مادرت در مورد جن ها چیست ؟
**من پدر ندارم و مادرم هم از آنها نمی ترسد ، بلكه از آنها بدش می آید و مدام به آنها نفرین می كند كه در آن موقع آنها من را اذیت می كنند .
*گربه را از كجا پیدا كردی و چند سال آن را داری ؟
**یك گربه ماده 3 سال پیش آمد در بالكن خونه ما و گربه ام را به دنیا آورد . جالب این جا بود كه گربه ها همیشه 5 الی 6 بچه به دنیا می آورند ، ولی این گربه مادر همین یك گربه را به دنیا آورد . و بعد از دو روز دیگه مادر گربه ام نیامد .
*چه جوری به این گربه انس گرفتی ؟
**چون مادر گربه نیامد من به مراقبت از او پرداختم . او تا حدی به من انس گرفته بود كه بعضی مواقع احساس می كردم به من می گوید ، مامان! تمام رفتارهایش مانند یك انسان بود . گربه ام حتی من را می بوسید .
*گربه نر بود یا ماده ؟
**من اسمش را نیلو گذاشته بودم ولی بعد از مردنش دامپزشكی كه برده بودیم ، جنسیت او را نر اعلام كرد .
از كی جن ها رو زیاد می بینی ؟
آن شب خوابم نمی برد ، ساعت نزدیك 4:30 صبح بود به خاطر همین با گربه ام رفتم دم در خانه مان و نیلو (گربه ام) رفت تو كوچه كه یكدفعه دیدم با یك گربه سیاه كه پدر نیلو (گربه ام) بود و بارها دیده بودمش ، داشت دعوا می كرد . اول به خیالم یك دعوای ساده بود ، ولی گربه سیاه در تاریكی كوچه تبدیل به یك آدم سیاهپوش شد كه عینك دودی زده بود و موهایش عین پلاستیك می ماند و وقتی داشت می آمد طرف خانه ما ، من در را بستم و او غیب شد از این ماجرا به بعد و بعد از مردن گربه ام آنها را زیاد می دیدم .
*چگونه آنها را می بینی ؟
**آنها با من كاری نداشتن ولی هر زمان مادرم با من یا بدون من میرفت پیش جن گیر و دعا نویس آنها مرا كتك می زدند ( با اشاره به در آشپزخانه ) می گوید : حتی یك دفعه از همین در تا انتهای آشپزخانه پای من را گرفتند و كشیدند .
*گربه ات چه طوری مرد ؟
**یك روز وقتی من و مادرم از بیرون آمدیم خانه دیدیم كه نیلو وسط حیاط افتاده ، طوری كه انگار سرش زیر پای یك نفر له شده بود وقتی او را به دامپزشكی پیش دكتر خیرخواه بردیم او هم نتوانست چگونگی مرگش را تشخیص دهد و فقط گفت خفگی است .
*از كجا فهمیدی كسانی كه با آنها در ارتباطی جن هستند ؟ آیا قبلا جن دیده بودی ؟
**نه من جن ندیده بودم از آنجاییكه آنها غیب می شدند و شكل واقعی خود را در خواب به من نشان می دادند . آنها در بیداری به شكل انسانهایی عجیب با پوششی عجیب خودشان را به من نشان می دادند ولی در خوابم به شكل واقعی می آمدند ، آنها دارای شاخهای خاكستری – چشمان قرمز و پوستی كلفت و براق هستند و در سر و بازویشان خارهایی دارند .
*درس هم می خوانی ؟
**نه من در دوران ابتدایی چون خونریزی بینی داشتم به حدی كه بی هوش می شدم مدیر مدرسه گفت : كه دیگر نمی تواند من را در مدرسه قبول كند ، سال دوم ابتدایی ترك تحصیل كردم ، اما دوباره در سال 79 شروع به درس خواندن كردم . شبانه می خواندم و غیر حضوری واحدهایم را پاس می كردم .
طوری كه در طول 3 سال ، ده بار معدل قبولی در كارنامه ام بود . ده سال را در سه سال خواندم .
*با وجود جن ها چه طور درس می خواندی ؟
**با وجود آنها من آن قدر انرژی داشتم كه با نمرات عالی قبول می شدم .
*آیا تو تخیلی هستی؟
**تخیلی نبودم ونیستم .
*به ارتباط با جن ها علاقه نشان می دادی یعنی قبل از این جریان دوست داشتی با آنها ارتباط برقرار كنی ؟
**من اصلا به آنها فكر نمی كردم حتی مطالعه هم در این زمینه نداشتم .
*قبل از دیدن جن ها چیز غیر عادی در خانه تان رخ نداده بود ؟
**تنها اتفاق غیر عادی و جالب این بود كه بعضی چیزهایی كه در جایشان بود از جای دیگری سر در می آوردند ، یك بار دسته كلیدم را روی میز در اتاقم گذاشته بودم آن قدر دنبالش گشتم تا وسط كتابهایم پیدا كردم .
*رابطه تو با آنها چه طور بود ؟
**دوست داشتم پیش من بمانند ، من خیلی به آنها عادت كردم وقتی آنها نیستند من هیچ انرژی ندارم .
*دوست داشتی مثل جن ها باشی ؟
**آنها به من می گفتند : سیستم عصبی تو مشكل داره و زیاد عمر نمی كنی ، اگر تا یك مدت با ما باشی جزئی از ما می شوی آنها می گفتند ما تو را قوی و بعد ضعیف كردیم تا بفهمی هیچ انسانی به كمك تو نمی آید ، آنها از انسانها متنفرند .
*الان چه احساسی نسبت به آنها داری ؟
**دوست دارم دوباره بیایند آخه چند وقتی است كه آنها را زیاد نمی بینم . می خواهم دوباره انرژی بگیرم .
*با این انرژی كه به تو می دادند چه كار می كردی ؟
**من می توانستم در تاریكی مطلق در آینه به چشمهایم خیرع شوم و رنگ آنها را از قهوه ای تیره به كهربائی برسانم و اینكه شبها در آیینه كسانی را كه فردا صبح با آن برخورد داشتم می دیدم . دو برابر یك مرد قدرت داشتم ، جسور وشجاع بودم .
*تو نماز هم می خوانی ؟
**قبل از دوستی با آنها می خواندم ، ولی بعد از دوستی با آنها نمیخوانم چون آنها دوست ندارند.
*وقتی با آنها دوست شدید و رابطه پیدا كردید در مورد خود چه فكر میكردید ؟
**فكر میكردم از آدمهای دیگه جدا هستم و از همه آدمها بزرگترم جن ها به من می گفتند، چشمانت را ببند و من این كار را میكردم و با خودم می گفتم، یك جن بكش – یك جم شرور ویا خوب بكش بعد وقت چشمانم را باز میكردم یكی از اونها را به صورت تصویری مبهم روی كاغذ می كشیدم .
*چند سال هست در این خانه زندگی می كنی ؟
**از موقعی كه به دنیا آمدم 19 سال .
*پدرت چندساله فوت شده ؟
**او فروردین ماه 1377 فوت شده است .
*جن هایی كه با آنها ارتباط داری چند نفرنند ؟
**اول 4 نفر بودند اما الان بیشترند .
*از كدومشون بیشتر خوشت میاد ؟
**از بچه یكی از جن ها
مادر زینب می گوید :
یك روز داشتم چای می خوردم كه دیدم یك زنی دارد از حیاط به طرف در اتاق می اید . رفتم در را بستم چون احساس می كردم برای اذیت كردن زینب می اید وقتی كه در را بستم برای این كه تلافی كند هر چی آشغال بود ، دیدم از بالا به داخل چایی من می ریزد .
زینب به من گفت : من یك دختر باردار سیاه می بینم كه تو خانه خواهرم از این اتاق به آن اتاق می رود .
و حالا خود زینب در ادامه گفته های مادرش می گوید :
جالب اینجاست كه وقتی مامانم با آنها لج می كند و به روی زمین آب جوش می ریزد ، كف پای من می سوزد و حالت تشنج به من دست می دهد .
خوب عزیزان این یك سرگذشت از یك دختر ساكن تهران بود كه براتون نوشتم امیدوارم كه حال كرده باشید .

نظر  یادتون نره

نظرات شما این مطلب در ساعت 08:27 توسط امید نوشته شد.

http://www.8pic.ir/images/bcid5i8ws1xdceljxvss.gifInstagram
موضوعات
ارتباط با ارواح
داستان های ترسناک
دانلود فیلم ترسناک
اهرام ثلاثه مصر
عکس ترسناک
عکس خون اشام
تم ترسناک موبایل
عکس جن و روح و...
خون آشام یک افسانه نیست!
دانلود کتاب های تاریخی
بازی ترسناک
بازی کامپیوتر
کلیپ ترسناک
اثر هنر مندان
سمبل اسکلت
کاریکاتور های اوباما
جن زده ها
شیطان شناسی

آرشیو ماهانه
آذر 1391
مرداد 1390
اردیبهشت 1390
بهمن 1389
مرداد 1389
تیر 1389
مهر 1388
شهریور 1388
مرداد 1388
خرداد 1388
اردیبهشت 1388
فروردین 1388

صفحات
http://www.8pic.ir/images/pxw34l2k0ouwno0d42p2.gif

آمار وبلاگ
امروز :

بازدید های امروز :
بازدید های دیروز :
كل مطالب :
كل نظرها : 358 نظر
كل بازدید ها :
تعداد اعضا: 103 نفر
PageRank Image href="http://persian-198264245044.spampoison.com">